حدود شش تا هفت ماه از حضورش در باشگاه گذشته بود که مربی متوجه توانایی او شد و حدود دو سال پیش، امیرعلی با تیم باشگاهی قرارداد بست.
در این مسیر، به گفته خودش، آقای نعمتی (اینو مطمئن نیستم چون خیلی سروصدا بود) نیز کمک زیادی به آنها کرده و حمایت و راهنمایی او در ادامه مسیر مؤثر بوده است؛ البته علاقهای که امیرعلی از ابتدا به فوتبال داشته، انگیزه اصلی ورودش به این مسیر بوده است.
الگوی فوتبالی امیرعلی، وینیسیوس جونیور است؛ بازیکنی که سبک بازی و تواناییهایش برای او جذاب است.
اما امیرعلی آیندهاش را فقط در فوتبال نمیبیند. برنامهاش این است که تا گرفتن دیپلم ادامه تحصیل دهد و بعد از آن وارد دانشکده افسری شود. فوتبال اما قرار نیست از زندگیاش حذف شود؛ میخواهد ورزش را در کنار شغل اصلیاش ادامه دهد.
از میان خاطرات ورزشیاش، یک خاطره جایگاه ویژهای دارد؛ حدود دو یا سه سال پیش، در همین مسابقات توانستند مقام سوم را به دست بیاورند. برای امیرعلی، آن مسابقات و حالوهوای آن روزها یکی از بهترین اتفاقات دوران ورزشیاش بوده است.
حالا که دوباره در چنین فضایی حضور دارد، آن خاطره برایش زنده شده است؛ خاطرهای از رقابت، هیجان و لذتی که از بودن در کنار تیم تجربه کرده است.
اما اگر قرار باشد امیرعلی یک توصیه به همسنوسالهای خودش داشته باشد، درباره فوتبال نیست؛ درباره رفاقت است. میگوید: «نصیحت که نه، اما توصیه میکنم هیچوقت پشت رفیقهایتان را خالی نکنید».
او خودش هم برای آینده یک هدف مشخص دارد؛ رسیدن به جایگاههای بزرگتر و بالاتر، اما نه با تکیه بر دیگران. میخواهد این مسیر را با تلاش خودش طی کند.












نظر شما